ابراهيم اصلاح عربانى
374
كتاب گيلان ( فارسى )
درصد آنان سواد خواندن و نوشتن ندارند . براساس آمارى كه از چوپانان تهيه شده 81 درصد آنان از نعمت سواد بىبهره مىباشند . حدود 40 درصد از دامدارها و جنگلنشينان بيش از 50 سال دارند . در سالهاى اخير به دليل پائين بودن سطح درآمد و كمبود اشتغال و افزايش جمعيت و محدود بودن امكانات اقتصادى و كشاورزى گروهى از جوانان به شغل دامدارى و چوپانى در جنگل روى آوردهاند . برخى از بررسيها نشان مىدهد كه در حال حاضر حدود 48 الى 50 درصد چوپانها در سنين بين 12 تا 18 سال هستند . كمبود راههاى ارتباطى و نيز پائين بودن سطح درآمد دامداران و جنگلنشينان از نظر عرضهء كالاهاى توليدى يعنى فرآوردههاى شير مشكلاتى براى آنان به وجود آورده است و لذا عدهاى سلفخر در فصول مختلف به ميان جنگلنشينان رفته فرآوردههاى آنان را به قيمت نازل پيشخريد مىنمايند و نيز دامهاى فروشى آنان را به قيمت پائينتر از سطح بازار خريدارى مىكنند و در عوض به جاى وجه نقد كالاهاى مصرفى خانوارها و يا علوفه را به قيمت گرانتر به آنها مىدهند و بدينترتيب از درآمد ناچيز اين گروه مبالغ قابل توجهى به جيب سرمايهداران محلى و دلالان دورهگرد مىرود . همانطوركه قبلا نيز اشاره شد شغل اصلى جنگلنشينان در كليهء نقاط جنگلى از شرق تا غرب گيلان دامدارى و كموبيش كشاورزى است ، ولى درآمد حاصل از اين فعاليتها نيز در تمام نقاط جنگلى يكسان نمىباشد چنانكه سطح درآمد جنگلنشينان در منطقهء اشكورات و ماسوله رود خان كه اكثر كوهستانها سنگى و داراى شيب تند هستند و اراضى قابل كشت محدود بوده ، مراتع نيز فقير مىباشند خيلى پائينتر از سطح درآمد جنگلنشينان و دامداران منطقهء ماسال و شاندرمن و برخى ديگر از مناطق تالش است . در بسيارى از نقاط جنگلى از جمله در منطقهء اشكورات ، ديلمان و بره - سر عمارلوى رودبار جنگلنشينان از راه تهيه و فروش نمد ، گليم ، جوراب ، دستكش ، شال و غيره درآمدى كسب مىنمايند ، ولى واقعيت آن است كه اين منبع درآمد بسيار ناچيز است و تأثير زيادى در بهبود زندگى اين قشر ندارد به ويژه آنكه بازار مناسبى نيز براى عرضهء اين صنايع دستى در منطقه وجود ندارد و سطح تقاضا نيز براى اين گونه كالاها پائين است . سختترين و مهلكترين ضربه به بقاى جنگلهاى كشور را دو عامل انسان و دام وارد مىآورند و از آنجا كه دام نيز تحت اختيار انسان به چرا برده مىشود ، لذا شايد بتوان انسان را تنها عامل مخرب جنگل ناميد . انسان ناآگاه بىآنكه خود متوجه عواقب وخيم عملش باشد دست به تخريب منابع باارزش مىزند كه در زنجيرهء اكوسيستم بىشك ضربتى كه از تبر و بر تنهء درختى مىنشيند در نهايت ريشهء خود را قطع مىكند . در حال حاضر فقر و افزايش جمعيت عمدهترين عامل تخريب جنگل در كشورهاى جهان سوم از جمله ايران است . در مناطق جنگلى استان گيلان براساس آمارهاى طرح جامع جنگلهاى شمال 000 ، 61 خانوار با جمعيتى حدود 000 ، 360 نفر زندگى مىكنند كه اگر مصرف سوخت هرخانوار را طى يك سال فقط 30 متر مكعب درنظر بگيريم به اين نتيجه مىرسيم كه كل مصرف سوخت جنگلنشينان گيلانى از منابع و درختان جنگلى به حدود 2 ميليون متر مكعب مىرسد . اين رقم به خودى خود خيلى بيشتر از رويش سالانه و مقدار مجاز بهرهبردارى از جنگلهاى استان است . چنانچه مقدار بهرهبردارى مجاز از جنگلها را تحت عناوين مختلف به رقم فوق اضافه كنيم حجم بهرهبردارى از جنگلهاى گيلان از مقدار 3 ميليون متر مكعب نيز تجاوز خواهد نمود كه اين رقم در واقع با توجه به وضعيتى كه جنگلهاى گيلان در شرائط فعلى دارند نزديك به 3 برابر رويش و يا افزايش حجم سالانه درختان جنگلى است . اين برآورد نشان مىدهد كه نهتنها سرمايهء اصلى در جنگل حفظ و گسترش نمىيابد ، بلكه به تدريج از حجم درختان باارزش جنگلى كه يك سرمايه و پشتوانهء مهم ملى است كاسته مىگردد . در جريان انقلاب اسلامى قطع غير مجاز درختان و نيز هجوم مردم براى تبديل جنگل به اراضى زراعى و خانه و محوطه و نيز احداث خانههاى جنگلى در عرصهء جنگل به شدت افزايش يافت . از سوى ديگر سطح جنگل براى تعليف دامهاى جنگلنشينان و روستائيان آزاد شد و بر تعداد دامداران و جنگلنشينان افزوده شد تا جائىكه آمارهاى ارائهشده و نيز عقيدهء كارشناسان و مسئولين سازمان جنگلها و مراتع كشور حاكى از آنست كه طى 30 سال اخير سطح جنگلها از جمله جنگلهاى گيلان به نصف تقليل يافته است . جنگلنشينان و روستائيان بر اين باورند كه با قطع درختان و از ميان برداشتن نهالها و كت زدن درختان و خشكاندن آنها محيط را براى كاشت محصولات زراعى آماده مىكنند و نيز با تابش نور خورشيد به سطح جنگل رشد علوفه را براى تعليف دامها افزايش مىدهند و عمران و آبادى را براى جنگل به ارمغان مىآورند ! همانگونه كه قبلا نيز اشاره شد زندگى جنگلنشينان كه تعداد آنان روزبهروز در حال افزايش است كاملا بر پايهء استفاده مستمر از چوب و علوفهء دام و ديگر حوائج زيستى و معيشتى نهفته است و از آنجائى كه خاك جنگل نيز به دليل دارا بودن مقدار بالاى مواد آلى و استعداد كشت و زرع براى يك يا چند دوره مناسب است بدينجهت جنگلنشينان با قطع يكسره درختان در اراضى كمشيب و نسبتا مسطح و حتى آتش زدن و خشكاندن درختان و باقى گذاردن آنان در عرصهء جنگل هرچند به صورت سرپا و شخم زمين به كشت محصولات زراعى مانند گندم و جو به صورت ديم مىپردازند ، اما به علت شيب زياد اراضى جنگلى كه استفاده از تراكتور و ماشينهاى كشاورزى و آبيارى را غير ممكن مىسازد عملا نمىتوان فعاليت كشاورزى را در آنها توسعه و گسترش داد ، از اين جهت ساكنين آباديهاى داخل و يا مجاور جنگل نيز هر چندمدت قسمتى از اراضى جنگل را جهت فعاليتهاى كشاورزى تخريب كرده يا به اصطلاح خودشان آباد مىكنند و بعد از مدتى نيز به علت عدم دسترسى به نتايج مطلوب به سبب نامساعد بودن فضا و محيط جنگل براى كشت و زرع و آبيارى و نيز وجود آفات و بيماريهاى گوناگون و عدم دسترسى به خدمات كشاورزى و بالاخره مهمتر از همه عامل فرسايش و شسته شدن خاك اراضى قسمتهاى قبلى را رها كرده و به سراغ اراضى جديد مىروند و به اينترتيب سطح تخريب عرصهء جنگل روزبهروز افزايش مىيابد . مهمترين عوامل تخريب و انهدام جنگلهاى گيلان عبارتند از : كت زدن و شاخه بريدن درختان ، تعليف دام در جنگل ، آتشسوزى ، قطع بىرويهء درختان جنگل ، تبديل جنگل به اراضى مزروعى و خانه و سراگاههاى دامدارى . چون